من امتداد نا جوانمردم

در آن لحظه كه تكرار زندگيم را خواهم زيست

و ابر هاي تيرگون

بر وسعت نا هموارم خيمه خواهند بست.

در آن لحظه كه پروازي بر آسماني

و دستي در گريباني

در شكوه نا موزون رويايي خام

محو خواهد گشت

و من اينجا

تنها

حادثه نگاه تو را

 بي آنكه وسعتي بخشيده باشم

اينگونه نا جوانمردانه

باور كردم.

كاش شعرم را

از زبان آنكه دوستش ميداري

لااقل

گوش كني.