من امتداد نا جوانمردم
در آن لحظه كه تكرار زندگيم را خواهم زيست
و ابر هاي تيرگون
بر وسعت نا هموارم خيمه خواهند بست.
در آن لحظه كه پروازي بر آسماني
و دستي در گريباني
در شكوه نا موزون رويايي خام
محو خواهد گشت
و من اينجا
تنها
حادثه نگاه تو را
بي آنكه وسعتي بخشيده باشم
اينگونه نا جوانمردانه
باور كردم.
كاش شعرم را
از زبان آنكه دوستش ميداري
لااقل
گوش كني.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۸۴ ساعت 12:2 توسط مجید
|