قاصدک های بی خبر
من میدوم
من می خندم
من می نوازم
و می بویم
هر آنچه را که باد شمالی با خود خواهد آورد
و می نویسم
هر آنچه را که به دستش خواهم داد.
به پاهایم نگاه کن
از کوه تا کوه از دریا به دریا و از دشت به دشت
می دوند و می دوند و می دوند
و انگشتانم
که مداد ها و کاغذ ها را به سوی نام تو سوق می دهند.
و قاصدک ها
که بر این همه یقین ٬ بی وقفه می خندند.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 23:54 توسط مجید
|